تبلیغات

متن شعر نوحه ماه محرم؛ متن نوحه برای عزاداری ایام محرم و شام غریبان حسینی

متن شعر نوحه ماه محرم؛ متن نوحه برای عزاداری ایام محرم و شام غریبان حسینیReviewed by قدیری on Sep 10Rating: 4.5متن شعر نوحه ماه محرم؛ متن نوحه برای عزاداری ایام محرم و شام غریبان حسینیمتن شعر نوحه ماه محرم؛ متن نوحه برای عزاداری ایام محرم و شام غریبان حسینی

متن نوحه برای ایام محرم

بردم از کوفه تا شام غوغا         با خودم کربلای غمت را

حملتُ معی من الکوفه حتى الشام رزیه کربلائک

بس که خون گریه کردم ز داغت        لاله روییده صحرا به صحرا

بکیت من مصیبتک کثیرا حتى نامت زهره التولیب فی کل الصحراء

آه، از چهل شب غربت / آه، از چهل شب حسرت / آه، از دل بی طاقت

آه من غربه أربعین لیله / آه من حسره أربعین لیله / آه من فؤاد لا یصبر

آه یاحبیبی حسین…

الضحایا تُحاکِی الضحایا: … صَوَّبتْ أُمنیاتی البلایا

قربانیان اسارت همچون قربانیان قتل‌ و کشتار روز عاشورا هستند

]و زبان حال زینب کبری سلام الله علیها چنین است]: تیر بلاها آرزوهایم را دریده است.

وارْتَوتْ من شُحُوبِی الرَزایا… وأَغَمَّتْ حیاتی المنایا

غم‌ها و مصیبت‌ها از دگرگونی رنگ چهره‌ام جان گرفتند

و مرگ عزیزانم صفای زندگی‌ام را تیره کرده است

هَدَّتْ قِوایَ السُّرَى … ألْهِمْ فؤادیْ صَبْرا …. وأنتَ فوقَ الثرى

]ای حسین] راه رفتنم در شب توان مرا از بین برده

به دل من صبر بده

در حالی که تو خود بر روی خاک‌ افتاده‌ای

(آهٍ … حبیبی حسین)

آه ای حبیب من ای حسین (ع)

کربلا شُعلهٌ لیسَ تُطفى …. لستُ أسطیعُ مولایَ وَصفا

کربلا شعله‌ای است که خاموش نمی‌شود

 مولای من، نمی‌توانم آنچه بر ما گذشت را برایت وصف کنم

عَصَفَ الموتُ بالسِبطِ عَصفا …. وهو نَبعُ الحیاهِ المُصَفَّى

طوفان مرگ بر فرزند پیامبر هجوم آورد، در حالی که او خود چشمه زلال زندگی است

یا مُفرَداً حَیرانا …یا من قضى عَطشانا … یا من بقى عُریانا

ای تنهایی که در کار خدا حیران مانده‌ای … ای کسی که تشنه کام لحظات می گذرانی … ای کسی که عریان بر روی خاک افتاده‌ای

آهٍ…حبیبی حسین…

آه ای حبیب من ای حسین (ع)

أهطَلَ الدَمعَ غَیمُ العِتابِ …. حانَ للبَدرِ وقتَ الغِیابِ

سرزنش ها (و اندوه از دست دادن تو) اشک مرا جاری ساخت

 لحظه غروب مهتاب فرا رسیده است

هَیَّجَت لَوعَتی و انتِحابی ….. أربعینٌ مَضَت بالعَذاب

چهل روزی که با عذاب و سختی سپری شد

عشق درون و اشک سوزانم را به غلیان در آورده است

نَحنُ الأُساری جِئنا …. من بَعدِ أن سُبِینا …. عُدنا فَقُم حَیِّینا

ما اسیران آمده ایم … پس از اینکه به اسارت درآمدیم

 اکنون بازگشته ایم پس برخیز و به ما خوش آمد بگو

متن نوحه ایام محرم

دارد می آید محرم
یک کاروان دل به سویت
تو رهروی سوی فردا
دارد می آید محرم
ماه پر از یاد مولا

دارد می آید محرم
ماه مساجد، تکایا
ماه غم و اشک و ماتم
بر غربت ابن زهرا

دارد می آید محرم
ماه همیشه سیه پوش
ماهی که هر انقلابی
از یاد آن گشته پرجوش

دارد می آید محرم
ماه حسین و علمدار
هیهات از هرچه ذلت
از زندگانی چو مردار

هیهات از هرچه بیعت
با هر یزید زمانه
از مسلک اهل کوفه
از اشک بی پشتوانه

دارد می آید محرم
و کربلا کل دنیاست
شمر و اباالفضل و هانی
نقش من و تو همین هاست

باید که خود را بیابیم
ما در کدامین سپاهیم؟
یا در عمل اهل حقیم
یا آنکه اهل تباهیم

با اشک و غم هم رازم و /  می سوزم و می سازم و /  می خوانمت شب تا سحر

یعلم الدمع و الحزن سرّی  /  یحترق وجودی و أنا أصبر علیه / و أنادیک طول اللیل

دلتنگم ای کرب و بلا         در اربعین دیدار ما

یا کربلاء! لقد ضاق صدری     موعدنا فی یوم الأربعین

باعاشقان روی حسین / با زائران کوی حسین  / می آیم آخر سوی حسین

مع عشّاق الحسین / مع زائری مقام الحسین / سآتی إلی الحسین أخیرا

لبیک یا مولا یا حسین…

شدَّ الهَوى حبلَ الجَوى و اجتاحَنی سَیلُ النَوى

دلدادگی ریسمان عشق را محکم کرد و سیل دوری و فراق من را بَرد

لِلوَصلِ عَینی سَاهِرَه

چشمانم به انتظار وصال (کربلا) بیدار است

أَطْفَأَ شَمْعِی مَدْمَعِی … و دَکَّ نَوْحِی مَسْمَعِی

اشکم شمع مرا خاموش کرد و مویه‌ها و نوحه ها در گوشم طنین انداز شد

إیهٍ دُمُوعی، اشتَعِلی!

هان! ای اشک‌های چشم من، بجوشید

نارُ اشتیاقی، کمْ تَصْطَلِی!

ای آتش شوق من چقدر شعله‌وری!

لیلُ انتِظاری، هَلْ یَنجَلی؟

آیا شب انتظار مرا پایانی هست؟

مولای مولای السلام…

سلام ای مولای من

هُنَا الأَسى کُلُّ الأَسى …هُنَا الصِغارُ و النِسَا

اینجا همان محل اندوه و غم است؛ همه غم ها اینجاست… اینجا جایی است که کودکان و زنان اهل بیت بودند

هُنَا النُجومُ الزَاهِرَهْ

اینجا همانجایی است که ستارگان درخشان بودند

مِنْ سَاجِیاتٍ صُرَّعِ … تَدعو إلى التَّفَجُّعِ

این ستارگان همان اجساد ساکن و بر زمین افتاده اند …. و این اجساد به نوحه و عزا فرا می خوانند

یا ودایَ الطَّفِّ ما جرى ؟

ای سرزمین کربلا چه اتفاقی افتاده است؟

فاقَ المُصابُ التَّصَوُرَا

این مصیبت از تصور فراتر است

هذا حسینٌ فَوقَ الثَرَى

این حسین علیه السلام است که بر خاک افتاده است

علیکَ مولای السلامْ …

ای مولای من سلام بر تو

إلیکَ آتٍ سَیِّدی … الأربَعینُ مَوْعِدِی

مولایم، به سوی تو رهسپارم….. میعاد ما اربعین است

ذِکراکَ أحلى خاطِرَه

یاد تو شیرین‌ترین خاطره است

جابرُ قدْ جاءَ معی … یَأخُذُنی للمَصرعِ

جابر با من آمده است…. و مرا به سوی قتلگاه تو می‌کشاند

عندکَ یا مولایَ المُنى

مولای من! آرزوهایم نزد توست

ظُلْمَهُ رُوحِی تَلقىْ السَّنا

تاریکی روحم به روشنی می گراید

کُلُّ وُجُودی لکَ انحَنى

تمام وجودم برای تو تعظیم می‌کند

مَوْلای مَوْلای السَلامْ…

سلام ای مولای من

متن نوحه زنجیرزنی

ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد
نمک عشق اباالفضل چشیدن دارد

تیغ کافیست، ترنج از سر راهم بردار
مات یوسف شدن انگشت بریدن دارد

راضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن
صید تو ظرفیت درد کشیدن دارد

هروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا
صحن بین الحرمین ست دویدن دارد

حق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین
داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارد

اضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست
بی علمدارشدن، رنگ پریدن دارد

سربازار نباید به تو می خندیدند
جگر گریه گریبان دریدن دارد

اشکهایت سرنی حرف دل زینب بود
مگر این چادر پر وصله خریدن دارد

متن شعر و نوحه برای ایام محرم حسینی، شام غریبان، تاسوعا و عاشورا شعر نوحه و مداحی مخصوص محرم

وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنم

وقتی که غم میبینم یاد غم یار میکنم
وقتی که آب میبینم یاد لب سقا میکنم

وقتی که گل میبینم یاد گل لیلا میکنم
آقا به عشق کربلا می کشی عاقبت مرا

خونم حلالت آقا خونم حلالت
به عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسین
جون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر
چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخر
دوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا
تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرا
زیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار من
زائرای کربلا رد بشن از کنار من

پس از خدای مهربون عباس کس و کاره منه

خوشم شب اول قبر اقام هوادار منه

وقتی کارم گیر میکنه گره تو کار پیدا میشه

یا ابل الفضل میگم و گره ز کارم وا میشه

ابل الفضل شه کربلایی،

ابل الفضل تو گره گشایی

ابل الفضل یا ابوفاضل ۳

هرکی ابل الفضلی باشه اقا باهاشه همیشه

توی تمومه زندگی هیچ موقعه تنها نمیشه

عکس ابل الفضل توی قاب قلب خستمه

ذکر ابل الفضل مددی ذکر دل شکستمه

ابل الفضل شه کربلایی

ابل الفضل تو گره گشایی

ابل الفضل یا ابوفاضل۳

منو نبرده کربلا خواسته که زائرش باشم

یاکه لیاقت ندارم یا خواسته تنهاتر نشم

یعنی میشه من یه روز برم تو بین الحرمین

دست تو سینه سلام بدم یا کاشف الکرب الحسین

اسم ابل الفضل رو لبم عزت و افتخارمه

سینه زدن برای تو واسه افتخارمه

ابل الفضل شه کربلایی،

ابل الفضل تو گره گشایی

ابل الفضل یا ابوفاضل۳

اللهم ارزقنا کربلا
روز و شب دارم دعا آرزومه ای خدا دیدن شیش گوشه ی کرببلا
همه رفتن کربلا به دیار نینوا اسم من از قلم افتاده خدا
من و این دیده ی تر من و قلب پرشرر من و یک عکس ضریح کربلا
حرم اربابم حسین صحن بین الحرمین شده فکر و ذکر و خواب هر شبم
همه سوز و ساز من اینه امتیاز من که غلام و سینه چاک زینبم
میرسه تو هیئتا به مشام جان ما بوی دلنواز یاس از علقمه
بَه! که چه غوغا میشه محشری بر پا میشه شب جمعه کربلا با فاطمه
چی میشه روز جزا به سپاس گریه ها ما بشیم از همه آدما جدا
مست شاه نینوا جای جنت خدا ما بشیم ساکن کوی کربلا

نوحه محرم, متن نوحه, اشعار محرم

من که مانند نى در نوایم              عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم     عاشق کربلاى حسینم
خادم کوى آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانى               لیک در پیرى و ناتوانى
بلبل آسا کنم نغمه خوانى               تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهى ندارم           جز تو شاها پناهى ندارم
عاشقم من گناهى ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین اى عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاک داور
زیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردم
تا فداى وفاى تو گردم                       در رثایت سخن مى سرایم
گشته ام تا به مهر تو پاى بند             گر جدا گردَدَم بند از بند
نگسلم از تو یک لحظه پیوند                اى شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایت
بین که (مردانى ) با وفایت                  اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

مرغ دل ما زند پر به هوایت حسین

قبله عالم شده کرببلایت حسین

منم گدایت حسین منم گدایت حسین

کن نظری از کرم به این گدایت حسین

حسین حسین جان حسین

چرا فتادی چنین به خاک صحرا حسین

غرق بخون بی کفن به این گدایت حسین

سوخته از تشنگی تمام جانت حسین

تشنه چنین ندیده در لب دریا حسین

حسین حسین جان حسین

ای پسر فاطمه چرا تو بی یاوری

تو حجت کردگار وصی پیغمبری

تو شاه بی نوایی خدا را مظهری

در ره حق داده ای هستی خود را حسین

حسین حسین جان

گریه به مظلومیت پیمبران کرده اند

ناله ز داغ غمت پیرو جوان کرده اند

اشک ز داغت ز دیده گان کرده اند

جن و ملک از غمت در همه دنیا حسین

متن شعر نوحه تاسوعا و عاشورای حسینی

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزیده در همه جا عطر سیب حضرت عشق
قسم به ساحت گریه قسم به ساحت عشق
دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد
دوباره ماه محرم، رسیده ماه عزا
غروب غربت جانکاه سیدالشهدا
صدا صدای قدیمی طبل و زنجیر است
فضا فضای صمیمی ولی چه دلگیر است
خروش ناله‌ی حیّ علی العزا در راه
دوباره قافله‌ی روضه های ثارالله
برات گریه دوباره به چشممان دادند
به ما حسینیه‌ی‌ گریه را نشان دادند
حسینیه است؟ نه، خیمه؟ نه، کربلا اینجاست
مزار خون خدا فی قلوب من والاست
محرم آمده آقا صدایمان کردی
برای عرض ارادت، جدایمان کردی
لیاقتی بده تا روضه خوان تو باشم
عنایتی که فقط در امان تو باشم
بگیر دست مرا وقت خسته حالی ها
پری بده به دلم در شکسته بالی ها
مرا به غربت بی انتهای خود بردی
شبی که گوشه‌ی‌ صحن و سرای خود بردی
هنوز ندبه‌ی غم در رواق تو جاری است
هنوز داغ عطش بین باغ تو جاری است
صدای مرثیه‌ی آب آب می آید
صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید
هنوز علقمه لب تشنه‌ی لب سقاست
هنوز چشم حرم در مصیبتش دریاست
امید اهل حرم می رود به قربانگاه
و یا به سوی منا می رود ذبیح الله
شکسته قلب حرم، یا مجیب می گوید
نگاه خسته ای أین الحبیب می گوید
از آسمان و زمین تیر و دشنه می بارد
ز هر کرانه فقط تیغ تشنه می بارد
صدای ناله‌ی أمن یجیب می آید
صدای روضه‌ی‌ شیب الخضیب می آید
خمیده خواهری انگار می رود از حال
گمان کنم که رسیده حوالی گودال
میان هلهله‌ی بی امان چه می بیند؟
میان نیزه و تیر و سنان چه می بیند؟
نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
گر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

روز و شب دارم دعا           آرزومه ای خدا        دیدن شیش گوشه ی کرببلا

همه رفتن کربلا              به دیار نینوا          اسم من از قلم افتاده خدا

من و این دیده ی تر        من و قلب پرشرر     من و یک عکس ضریح کربلا

حرم اربابم حسین       صحن بین الحرمین      شده فکر و ذکر و خواب هر شبم

همه سوز و ساز من         اینه امتیاز من       که غلام و سینه چاک زینبم

میرسه تو هیئتا         به مشام جان ما      بوی دلنواز یاس از علقمه

بَه! که چه غوغا میشه    محشری بر پا میشه    شب جمعه کربلا با فاطمه

چی میشه روز جزا           به سپاس گریه ها          ما بشیم از همه آدما جدا

مست شاه نینوا            جای جنت خدا           ما بشیم ساکن کوی کربلا

متن شعر و نوحه برای ایام محرم حسینی، شام غریبان، تاسوعا و عاشورا

ساربانا مهلتی دارم در این جا مشگلی
رفته از دستم گلی از وی نبردم حاصلی

اندر این دشت بلا رفته زدستم نوگلی
من حسین باوفا آرام جان گم کرده ام

ساربان بهر خدا یک ساعتی آهسته تر
اندر این دشت بلا گم گشته از من تاج سر

یعنی یک دنیا برادر از من خونین جگر
اندر این صحرا ززجور گوفیان گم کرده ام

ساربانا مهلتی تا تابر سر نعش حسین
راز دل گویم ببارم خون دل از هردو عین

در عزایش عالمی را پکنم از شور و شین
من برادر در میان خاک و خون گم کرده ام

مهلتی تا جستجویی اندرین صحرا کنم
در میان قتلگه من کشته ام پیدا کنم

بر سرنعش برادر دیده را دریا کنم
خاک بر فرقم که نور دیدگاه گم مرده ام

متن نوحه برای ایام محرم حسینی

دو برادر دوبرادر دو شجاع بی نظیر         این علمدار سپاه او امیر

این حسین اوابالفضل جوان                  این امام او امیر کائنان 

این یکی از نسل پیغمبر بود                   اون یکی نور دل حیدر بود 

این یکی از سوی یمین او یسار       کرده جنگ با گروه نابکار 

دو برادر دو برادر دو ابر مرد  دلیر    در میان روبهان مانند شیر 

لشکر از هر سو به هم پیچیده شد      جنگجویان را به هر بگریز شد 

هرکه می امد به جنگ این دومرد      با نگ تکبیر ابالفضل رشید 

روح در جان حسینش می دمید      

گفت این فرزند پیغمبر منم       گفت ان از زاده حیدر منم 

گفت ان بابم علی مرتضاست    گفت این مادر مرا خیر النساست 

گفت این عباس نام اور منم    گفت ان از زاده حیدر منم 

              مظلوم حسین جان        سقا ابالفضل

من که مانند نی در نوایم              عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم     عاشق کربلای حسینم

خادم کوی آن نور عینم                   عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانی               لیک در پیری و ناتوانی

بلبل آسا کنم نغمه خوانی               تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهی ندارم           جز تو شاها پناهی ندارم

عاشقم من گناهی ندارم                 حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین ای عزیز پیمبر                   زاده عصمتِ پاک داور

زیب عرش خدا پور حیدر                  با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم               آشنا با غم و رنج و دردم

تا فدای وفای تو گردم                       در رثایت سخن می سرایم
گشته ام تا به مهر تو پای بند             گر جدا گردَدَم بند از بند

نگسلم از تو یک لحظه پیوند                ای شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت                 جان به قربان مهر و وفایت

بین که (مردانی ) با وفایت                  اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم        در سؤ الش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم                               مرثیت خوان آل عبایم

دلی که سینه زن هر شب محرم شد

دلی که سینه زن هر شب محرم شد

صدای هر تپشش ذکر یا حسینَم شد

به یاد غربت یک لحظه تو این گونه

بساط گریه هر روز من فرا هم شد

شبی که در دل من خیمه زد غم از هر سو

دلم حسینیه بغض و آه و ماتم شد

فدای زلف پریشان تو که بر نیزه

برای قافله سالاری تو پرچم شد

فرشته مثل رقیه سیاه می پوشد

حسین ! سایه تو از سر همه کم شد

همیشه هر شب جمعه امید دارم که

دوباره زائر شش گوشه تو خواهم شد

قسم به عشق که رنگ حسین می گیرد

دلی که سینه زن هر شب محرم شد

مداحی محرم, اشعار محرم

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهد

امشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین – گوید به زین العابدین باشد وداع آخرین

ای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین – فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان  این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجوان

این در صدای الحذر آن در نوای الامان   این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب حسین در کربلاگردد به دور خیمه ها – گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخا

گاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا – فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب همه اطفال او را تشنگی در گفتگو – غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده مو

باشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو – فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می کند

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر – هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سر

گوید که ای جان پدرعزم سفر مگر داری – سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهد

فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)

هنوزم یه عاشقی هست، حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی، بگه کربلا نرفته

قبولم کن به پابوست بزار حرمتو ببینم
بزار برا یه بارم شده بیام پایین پات بشینم

چشم دل من به گنبد طلاته
دست رقیه رو سر زائراته
حسین وااااای

باز تو کوچه دم گرفته نفسای خیس بارون
گرد عشق و تو نگاهت داره مینویسه بارون

نرفتم کربلا اما بزرگ شده ی روضه هاتم
تو اوج روضه ها محو زیارت دارالشفاتم

وقتی میبینم علم و پرچمت رو
حس میکنم باز بوی محرمت رو

هنوزم یه عاشقی هست حرم شما نرفته
دیگه روش نمیشه جایی بگه کربلا نرفته

زیر آسمون کسی نیست خونه زاد تو نباشه
با همه دنیا غریبه هر کی یاد تو نباشه

دارم با گریه میخونم قسم به غم غربت تو
میگه زهرا قبول باشه به سینه زن هیئت تو

لحظه به لحظه دلم با اِذن آقا
داره میخونه یا ساقی العطاشا

متن نوحه برای سینه زنی

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش
بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی

سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب
بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل
بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر
بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم
به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر
به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه
بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش
بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش
به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب
بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش
سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

متن شعر و نوحه برای ایام محرم حسینی، شام غریبان، تاسوعا و عاشورا

مداحی محرم, اشعار محرم

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟

یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟

راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟

از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟

از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟

از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

شعر برای ایام محرم حسینی

تیر از کمان رها شد          با حلقت آشنا شد         با تیر حرمله، آه            سر از تنت جدا شد

قربان روی ماهت            آخر چه بُد گناهت            منگرچنین به بابا            می میرم از نگاهت

پرپر زدی به دستم           دیدم، تنت، شکستم            حیران شدم عزیزم       گریان به تو نشستم

طفل نخورده آبم              دل از عطش کبابم              بینم چوحنجرت را         ازغم به پیچ وتابم

از جور کین هلاکی          مدفون به زیر خاکی              در خاک تیره اصغر     یک دُر تابناکی

مظلوم شیر خوارم             جان کرده ای نثارم               از خون حنجر تو      گل گون شده عذارم

ای طفل شیر خواره           مقتول ماه پاره                   ای کا ش خنده ات را   بیند پدر دوباره

ای گل نوشکفته             ای ازعطش نخفته                    بابا مصیبتت را        جز با خدا نگفته

تاب غمت ندارم               خون گشته قلب زارم             بابا ببین چگونه           آمد گره به کارم

تا تیرکین روان شد            نا گه تو را نشان شد           خون گلویت اصغر         تقدیم آسمان شد

داغت به دل نشسته        درخود مرا شکسته              جان می کَنم چوبینم       این دیدگان بسته
با مادرت چه گویم            با خواهرت چه گویم            با عمه غمین  و              دیده ترت چه گویم

ای شیرخواره اصغر           ای ماه پاره اصغر                بسته به روی من شد      هر راه چاره اصغر

عباسم و خون حسین در بدن دارم
صد باغ گل بر پیکر از زخم تن دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

اگر شود نشان تیر چشم خونبارم
دست از حسین ابن علی برنمی‌دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم

دریا ز خونِ دیده‌ام گشته گلباران
پیشانیم را بشکنید ای ستمکاران

با حسینم تا

گزارش تخلف

کلیه مطالب سایت توسط ربات از خبرگزاری های معتبر و سایتهای فارسی زبان به همراه لینک منبع باز نشر می شود و سایت ما هیچ مسئولیتی نسبت به آنها ندارد. لطفا در صورت برخورد با مطالب و صفحات خلاف قوانین در سایت آن را از طریق لینک گزارش تخلف در قسمت پایین به ما اطلاع دهید تا رسیدگی شود.

تبلیغات لینکی

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار